الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

352

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

اميرالمؤمنين عليه السلام درگذشت و به‌جاى خود جانشين گذشته است ، اگر دوست داريد بيرون بيايد و اگر نمىخواهيد پس كسى را به كسى كارى نباشد ! مردم با شنيدن سخن او گريستند ! و گفتند : بلكه تشريف بياورند ! پس حسن عليه السلام آمد و براى ايشان خطبه خواند و فرمود : « اى مردم از خدا بترسيد ! ما فرمانروايان و سرپرستان شماييم و ما آن اهل‌بيتى هستيم كه خداى تعالى دربارهء ما فرموده است : « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » . « 1 » پس مردم با او بيعت كردند ، و موقعى كه از خانه بيرون مىآمد جامهء سياه بر تن داشت . آنگاه عبداللَّه‌بن عباس را در حالى كه قيس‌بن سعدبن عباده با او بود ، در طليعه با دوازده‌هزار سپاه به جانب شام گسيل داشت و خود به قصد مداين از كوفه بيرون آمد ، و در ساباط او را زخمى زدند و وسايل او را غارت كردند ، او وارد مداين شد ! اين جريان به معاويه رسيد و او منتشر كرد ، و ياران حسن كه با عبداللَّه فرستاده بود ، پنهانى به معاويه مىپيوستند ؛ بزرگان و افراد سرشناس رفتند ، عبداللَّه‌بن عباس جريان را به حسن عليه السلام نوشت . امام عليه السلام با اطلاع از ماجرا سخنرانى كرد و ايشان را توبيخ كرد و فرمود : « شما با پدرم مخالفت كرديد تا بر خلاف ميلش تن به حكميت داد ، سپس بعد از تحكيم شما را به نبرد شاميان فراخواند خوددارى كرديد تا به رحمت خدا رفت ، آنگاه با من بر اين پايه بيعت كرديد كه با هر كه

--> ( 1 ) - احزاب / 33 .